مهمترین ضعف های قانون حضانت در چیست؟

از نظر فقهی حضانت هم حق و هم تکلیف برای والدین است اما این حق و تکلیف برای هر دوی آن‌هاست یا حق یکی از آنها؟

در صورتی که قانون، حضانت را برای پدر یا مادر مجاز دانسته باشد نمی‌توان آنان را از این امتیاز محروم کرد اما ماده 1168 قانون مدنی حضانت را تکلیف والدین دانسته است. پس هیچ کدام از پدر و مادر نمی‌توانند از پذیرش فرزند خودداری کنند. در صورت خودداری قاضی می‌تواند آن‌ها را اجبار کند. بیشتر فقها معتقدند که حضانت نسبت به مادر یک حق قابل اسقاط است نه یک تکلیف ولی قانون حضانت را نسبت به مادر هم حق دانسته هم تکلیف.

اما ماده 1170 قانون مدنی می‌گوید: اگر مادر در مدتی که حضانت فرزند با او است مبتلا به جنون شود یا شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود.

اشکالی که در این قانون وجود دارد این است که از موانع حضانت فقط به دو مورد آن اشاره کرده و به دیگر موارد اشاره نشده است. از جمله موانعی که فقها از آن نام برده‌اند کفر می‌باشد که مانع از حق حضانت می‌باشد ولی حقوقدانان به آن اشاره‌ای در قانون نکرده‌اند. یعنی اگر پدر یا مادر کافر باشند مانع از اعمال حق حضانت هستند. مشهور فقها به این موضوع اشاره‌ای کرده‌اند که اگر فرزند به تبع یکی از والدین مسلمان باشد حضانت‌کننده او نیز باید مسلمان باشد. بعضی از فقها با استناد به روایاتی گفته‌اند کافر به طریق اولی نمی‌تواند حضانت فرزند را به عهده بگیرد.

در این جمله ادله‌ای که فقها برای اثبات خود گفته‌اند این است که حضانت نوعی ولایت بر دیگری است و قرآن کریم هر نوع سلطه و ولایت کافر بر مسلمان را نفی کرده است ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا به نظر می‌رسد که کفر هم باید به موانع حضانت (جنون و ازدواج مادر) در قانون مدنی وارد دانسته شود.

 نگهداری فرزند اجرتی غیراز نفقه فرزند برای مادر دارد؟

آیا زحمتی که مادر در نگهداری و حضانت فرزند می‌کشد غیر از نفقه فرزند اجرت حضانت را می‌تواند مطالبه کند. قانون مدنی ما در این مورد سکوت اختیار کرده است. این بحث نیز یک نوع خلأ قانونی به شمار می‌رود. برخی فقها می‌گویند حضانت برای مادر واجب است و آن را مستحق اجرت نمی‌دانند اما برخی دیگر می‌گویند مادر استحقاق اجرت برای حضانت دارد. در صورتی که مادر قصد تبرع نداشته باشد یا متبرعی برای انجام حضانت یافت نشود بعضی‌ها گفته‌اند حضانت برای مادر واجب نیست و مادر می‌تواند حق خود را اسقاط کند. به نظر می‌رسد که باید در مورد این مسأله مهم نیز تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

 زمان پایان حضانت

ماده 1168 قانون مدنی می‌گوید: نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف والدین است اما اینجا یک ابهامی وجود دارد در اینکه فرزند تحت حضانت است حرفی نیست ولی پایان آن معلوم نیست که چگونه خواهد بود. آیا صرف بلوغ کافی است یا علاوه بر آن رشد هم لازم است. از نظر فقها فرزند وقتی بالغ است که رشید و بالغ باشد ولی قانون مدنی در این خصوص مبهم است ممکن است گفته شود طفل با رسیدن به سن بلوغ دوره حضانتش تمام می‌شود بر این اساس فرزند بالغ سفیه و بالغ مجنون تحت حضانت قرار نخواهد گرفت این تحلیل با فتوای فقها مغایرت دارد پس باید با بررسی‌های زیربنایی و کاربردی پیشنهادی برای اصلاح این ماده قانونی داد.

 مشارکت در حضانت

ماده 1170 قانون مدنی می‌گوید: اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود. در کتاب‌های فقهی فقط ازدواج به عنوان مانع اختصاصی برای مادر مطرح شده است. بنابراین آنچه از نظریه فقها به‌دست می‌آید این است که اشتراک پدر و مادر در شرایط و موانع حضانت بجز ازدواج مورد اتفاق فقهاست اما قانون مدنی در این موضوع مطلبی نگفته است. امید است که با شناسایی اشکالات و نواقص قوانین حضانت اندکی از مشکلات این فرزندان برطرف شود.
 
باشگاه خبرنگاران جوان